شهر عکس

دانلود رمان خدمتکار پر دردسر نسخه pdf

دانلود رمان خدمتکار پر دردسر نسخه pdf

http://up.falkadeh.ir/view/1174303/hmjiuqpe51098ff73g3h.jpg

داستان خدمتکار پر دردسر درمورد یه دختریه که توی یه تصادف پدر و مادرشو از دست میده و با خواهر کوچولوش توی یه خونه ی کوچک زندگی میکنه. به فقر بدی دچار میشه که حتی حاضر میشه برای پول خدمتکار هم بشه.از طرف زن همسایشون با یه خانومی پولدار آشنا میشه که دنبال خدمتکار میگرده وبرای کار به اونجا میره و ...


جهت دانلود جدیدترین و بهترین رمانها به کانال ما در تلگرام بپیوندید





خلاصه رمان :

خلاصه:داستان درمورد یه دختره که توی یه تصادف پدر و مادرشو از دست میده و با خواهر کوچولوش توی یه خونه ی کوچک زندگی میکنه. به فقر بدی دچار میشه که حتی حاضر میشه برای پول خدمتکار هم بشه.از طرف زن همسایشون با یه خانومی پولدار آشنا میشه که دنبال خدمتکار میگرده وبرای کار به اونجا میره....

شروع رمان:_جدی میگی یا داری شوخی میکنی سارا؟

سارا:نه بابا دروغم چیه؟همونی که میخوای شد.
از خوشحالی رو پام بند نبودم.بلند شدم و بدو بدو پریدم بغل سارا.(دوستم و دختر همسایمون)
سارا:اوه.خفم کردی.نمیخواد تشکر کنی.تشکر کردنتم خرکیه. مراقب باش میری اونجا آبرومون رو نبری.
_من؟ نه بابا.من قاشق قاشق آبرو جمع میکنم.
سارا:راستی مهسا پس فردا باید زنگ بزنی به خانوم امینی.

_کی هست حالا؟
سارا:ابله.همونی که میخوای بری خونشون.
_آها.فهمستم.(فهمیدم)
سارا:فکر نکنم فهمیده باشی.من میرم خونمون که کلی کار دارم.مامانم گفته که ظهر نمیاد خونه.کارای خونه با منه.فعلا بای.از طرف من مهشاد جونم ببوس.
_باشه گوگولی.برو به سلامت.برای خانواده هم سلام برسون.بوی بوی.
سارا رو تا دم در بدرقه کردم.خدایا شکرت.خدایا واقعا شکرت.ازت ممنونم.بلند شدم و وضو گرفتم و نمازمو خوندم. صدای زنگ در اومد.رفتم و درو باز کردم.معلومه دیگه.مهشاده.مهشاد با هیجان وارد شد.
مهشاد:سنام (سلام)آجی جونم.خوبی؟
رفتم بغلش کردم ومحکم بوسش کردم.
_آره نفسم.تو خوب باشی منم خوبم.خوش گذشت خونه ی پریناز اینا؟
مهشاد:آله (آره).واای آجی جونم.نبودی.پلیناز یه علوسک خوکشل (عروسک خوشگل)گنده داشت.اینگد (اینقدر) ناناس (ناناز)بود.
به مهشاد که داشت با ذوق وشوق از عروسک حرف میزد نگاه کردم.اونقدر وضع مالیمون بده که نمیتونم یه عروسک براش بخرم.
_مهشاد.بدو برو دست وصورتتو بشور که ناهارمونو بخوریم.
مهشاد:چشم.
وسایل رو آماده کردم و سفره رو پهن کردم.نون و ماست داشتیم.یکی نیست به من بگه آخه نون و ماست وسایل حاضر کردن داره آیا؟!

 

لینک دانلود : دانلود




دانلود رمان خدمتکار پر دردسر با فرمت pdf - یک مدیر


دانلود رمان به من نگو خدمتکار

دانلود رمان خدمتکار من

دانلود رمان خدمتکار پر دردسر pdf

دانلود رمان خدمتکار پر دردسر از نگاه دانلود

دانلود رمان خدمتکار پر دردسر با فرمت apk

دانلود رمان خدمتکار پر دردسر برای کامپیوتر

دانلود رمان خدمتکار پر دردسر نسخه pdf

رمان خدمتکار پر دردسر نگاه دانلود

رمان خدمتکار پردردسر

۹۵/۰۶/۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰
niloofare abi

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی